دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی
چه کنم که هست اینها گل باغ اشنایی
همه شب نهاده ام سر چون سگان بر استانت
که رقیب بر نگردد به بهانه جدایی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 19:28 توسط طوطی عاشق
|